مسیری که می‌رویم بن‌بست است! نگاهی عمیق‌تر به دیتاهای دیجیتال مارکتینگ

اگر دستی در سئو دارید و مطالب روز را دنبال می‌کنید احتمالا نیل پتل را می‌شناسید. نیل از بزرگترین دیجیتال مارکترهای دنیا و از هم‌بنیانگزاران Crazy Egg، Quick Sprout، Hello Bar، و KISSmetrics است. او تا کنون به کمپانی‌های معظمی مانند آمازون، NBC، جنرال موتورز، HP،و Viacom کمک کرده درآمدشان از راه دیجیتال مارکتینگ را افزایش دهند.

نیل پتل، اشتباه دیجیتال مارکتینگ

وال استریت ژورنال او را از اینفلوئنسرهای دنیای وب می‌داند و Forbes هم او را جزو 10 دیجیتال مارکتر برتر جهان معرفی می‌کند. مجله Entrepreneur نیل پتل را خالق یکی از 100 کمپانی درخشان دنیا می‌نامد، و باراک اوباما هم در زمان ریاست جمهوری‌اش از او بعنوان یکی از 100 کارآفرین برتر زیر 30 سال تقدیر کرده و سازمان ملل هم او را جزو 100 کارآفرین برتر زیر 35 سال جهان می‌داند.

نیل از سوی مجلس نمایندگان آمریکا هم تقدیر شده و اگر بخواهیم تمام افتخارات و جوایزش در حوزه دیجیتال مارکتینگ و کارآفرینی در دیجیتال مارکتینگ را نام ببریم باید تمام این نوشته را به او اختصاص دهیم. (ایده بدی هم نیست! اگر دوست دارید مطلبی اختصاصی درباره نیل پتل بنویسیم در کامنت با ما درمیان بگذارید.)

شاید باورش سخت باشد ولی او حتی به گوگل هم مشاوره دیجیتال مارکتینگ داده است و این تستیمونیال گوگل درباره خدمات اوست:

تستیمونیال گوگل درباره نیل پتل، دیجیتال مارکتینگ را اشتباه انجام می‌دهید

«ما عاشق کار با آژانس دیجیتال مارکتینگ نیل پتل هستیم. آنها در ایجاد و مارکتینگ محتوا شگفت‌آورند.»!

آنچه در ادامه می‌خوانید نوشته ایست به قلم او در زمینه اشتباهی که بسیاری از مارکترها و کسب و کارها انجامش می‌دهند. این مطلب جالب را از دست ندهید.


وقتی به شرکت‌های کوچک و بزرگ مختلف مشاوره می‌دهی، راه‌های رشد هرکدام را یاد می‌گیری. بله؛ این مشاور است که باید به شرکت‌ها بگوید چگونه رشد کنند؛ اما برای یافتن بهترین استراتژی، ابتدا باید دلایل رشدهای پیشین آنها را بفهمد.

نکته ناراحت کننده اینجاست که دیجیتال مارکترها و شرکت‌ها روی بخش نادرستی تمرکز کرده‌اند (در ادامه، راه مقابله با این اشتباه را هم خواهم گفت)

در 7 ماه گذشته با 208 شرکت مختلف صحبت کرده‌ام تا متوجه شوم تلاشهای بازاریابی خود را در چه راه‌هایی صرف می‌کنند و کدام مسیر اشتباه است. خوشبختانه اجازه گرفتم داده‌های آنها را بدون ذکر نام منتشر کنم. درآمد سالانه  این شرکت‌ها چیزی بین 1 تا 291 میلیون دلار است.

شرکت‌هایی که کمتر از یک میلیون دلار درآمد دارند را لحاظ نکردم، چرا که بازاریابی‌شان چندان متنوع و جدی نیست. از آن طرف شرکت‌هایی با درآمد بالای یک میلیارد دلار را هم در نظر نگرفتم زیرا فعالیت‌های آنها برای شما قابل پیاده سازی نیست.

از نظر نوع صنعت هم، هردو حوزه B2B و B2C را در نظر گرفته‌ام. از شرکت‌های تجارت الکترونیک (E-commerce)، تا شرکت تولیدکننده نرم‌افزارهای کمک به تولید لید (Lead Generation SaaS)، در این بررسی آورده شده‌اند.

اولین سئوالی که از هر یک پرسیدیم این بود:

بودجه دیجیتال مارکتینگتان را کجا هزینه می‌کنید؟

مجبور شدم هزینه‌های دیجیتال مارکتینگ را بر اساس کانال‌های بازاریابی تقسیم کنم.

بودجه بازاریابی بر اساس کانال بازاریابی، اشتباه دیجیتال مارکتینگ

واضح بود که اغلب شرکت‌ها پولشان را صرف تبلیغ در گوگل و فیسبوک می‌کنند. حتی بدون در نظر گرفتن این داده‌ها و تنها با نگاه کردن به سهم این دو از بازار تبلیغات دیجیتال هم می‌شد به این نتیجه رسید. ارزش آنها 790 و 554 میلیارد دلار است، و این ارزش بیش از هر چیز به ارزش تبلیغات دیجیتالشان وابسته است.

بیایید داده‌ها را بر اساس اندازه شرکت‌ها دسته‌بندی کنیم.

آیا اندازه شرکت‌ها بر میزان هزینه‌کرد آنها در کانال‌های مختلف تاثیرگذار است؟

آنها را به سه گروه درآمدی تقسیم کردم. گروه اول سالانه درآمدی بین 1 تا 5 میلیون دلار دارند. گروه دوم از 5 تا 100 میلیون دلار در می‌آورند و نهایتا گروه آخر 100 میلیون به بالا.

هزینه مارکتینگ بر اساس کانال بازاریابی، اشتباه بازاریابی دیجیتال

هزینه بازاریابی دیجیتال بر حسب کانال بازاریابی

هزینه دیجیتال مارکتینگ بر اساس کانال بازاریابی

در این نمودارها یک الگوی تکراری نمی‌بینید؟ بیشترین مقدار بودجه دیجیتال مارکتینگ‌شان فارغ از اندازه کسب و کار، صرف تبلیغات پولی می‌شود. وقتی دلیلش را پرسیدم، غالبا با این جواب مواجه شدم:

تبایغات دیجیتال را به راحتی می‌توان به حوزه‌های دیگر بسط داد، و ROI (بازگشت سرمایه‌)اش هم به آسانی قابل محاسبه است.

حالا بیایید نرخ تبدیل (conversion rate) هر یک را به تفکیک کانال بسنجیم…

کانورژن ریت (نرخ تبدیل) هر کانال

پیش از آنکه داده‌های مربوط به نرخ تبدیل را با شما به اشتراک بگذارم، باید اشاره کنم که از میان 208 شرکت موجود، تنها 73 شرکت تنظیمات استخراج نرخ تبدیل را انجام داده بودند.

یک دیجیتال مارکتر موفق باید بداند چطور بصورت صحیح، ابزار ردیابی را تنظیم کند. نیازی به هزینه‌های اضافی هم نیست. گوگل آنالیتیک هم می‌تواند هدف‌ها و نرخ تبدیل‌های شما را ردیابی کند (بزودی مقاله جامعی درباره انواع کاربردهای ضروری گوگل آنالیتیک و سایر ابزارهای آنالیتیک در الیون مارکتینگ منتشر می‌کنیم).

نرخ تبدیل متوسط برای هر کانال از این قرار است:

نرخ تبدیل (conversion rate) متوسط برای هر کانال بازاریابی

وقتی در نرخ تبدیل‌ها دقت کنید متوجه می‌شوید که در اینجا سئو و کانتنت مارکتینگ را در هم ادغام کرده‌ام. چون این دو بسیار به هم نزدیکند. هرچه بازاریابی محتوایی بیشتری انجام دهی، در سئو هم موفق‌تر خواهی بود.

نمودارها به وضوح نشان می‌دهند که تبلیغات پولی کانورژن بهتری دارند. معمولا دلیلش این است که می‌توانید لندینگ پیج را کنترل کنید. من هم به همین دلیل عاشق تبلیغات دیجیتالم!

فقط به دو صفحه پایین نگاه کنید. هر دو بابت عبارت «بیمه خودرو» در صفحه اول گوگل‌اند.

این پیج با استفاده از تبلیغ در جایگاه اول است:

استفاده از تبلیغات گوگل برای قرارگیری در جایگاه اول گوگل

و این پیج بصورت ارگانیک در جایگاه اول قرار دارد:

قرار گرفتن در جایگاه نخست گوگل بصورت ارگانیک

پیج پولی به‌ وضوح کانورژن بهتری دارد. تمام المان‌های صفحه با این هدف طراحی شده‌اند که کاربر را تبدیل به مشتری کنند. به دومی نگاه کنید. مشخصا برای جستجوی ارگانیک طراحی شده. پر از محتوای متنی‌ست، چون بدون متن نمی‌توان رنک بالای گوگل را بدست آورد. اما این اضافه‌گویی‌ها برخی خوانندگان را فراری می‌دهد.

نرخ تبدیل، تنها عامل تعیین بهترین کانال بازاریابی نیست. همه کانال‌ها به یک قیمت به دست نمی‌آیند. برای انتخاب بهترین کانال دیجیتال مارکتینگ، باید به بازگشت سرمایه نگاه کنید.

ROI یا بازگشت سرمایه برای کانال‌های مختلف بازاریابی اینترنتی

بازگشت سرمایه چیست؟

ROI یا بازگشت سرمایه، یعنی به ازای هر دلاری که گذاشته‌اید چقدر برداشت کردید. برای مثال اعداد ما نشان می‌داد به ازای هر دلار که خرج تبلیغات فیسبوک شده، 3.04 دلار درآمد کسب شده است؛ یعنی ROI می‌شود حدودا 200٪.

ROI معادل سود نیست. یادمان باشد که به غیر از تبلیغات فیسبوک، شرکت ما هزینه‌های دیگری هم دارد و برای محاسبه سود باید تمام هزینه‌ها را از درآمد کم کرد نه فقط هزینه تبلیغ در فیسبوک را.

دو نکته جالب درباره این داده‌ها وجود دارد:

  • تبلیغات فیسبوک نسبت به گوگل بازگشت بهتری دارد. این نتیجه منطقی‌ست چون هزینه تبلیغ در فیسبوک بسیار کمتر است. فیسبوک به اندازه گوگل در دنیای تبلیغات دیجیتال حضور نداشته. تبلیغات فیسبوکی به سرعت در حال گرانتر شدن هستند و به احتمال زیاد این رقم تا برابری با گوگل افزایش پیدا خواهد کرد.
  • سئو بهترین بازگشت سرمایه را دارد. با فرض اینکه آنالیتیک خود را جهت تعقیب کانورژن به درستی تنظیم کرده‌اید (از طریق لینک فرم در خبرنامه عضو شوید تا مطالب آینده مربوط به آنالیتیک و سایر نوشته‌ها را از دست ندهید. برای عضویت کلیک کنید.)، می‌توانید ببینید سئو چقدر اثرمند است. ابتدا نگاه کنید چه کلمات کلیدی بهتر ترافیک اثرمند می‌آوردند، سپس روی سئوی همان کلمات تمرکز کنید.

اینها چه ربطی به ایراد بازاریابی ما دارد نیل؟

هنوز هیچ. زیرا هنوز تمام دیتا را در اختیارتان نگذاشته‌ام. بیایید دیتاها و الگوهای بیشتری را بررسی کنیم….

اول اینکه هزینه تبلیغات دیجیتال مدام در حال افزایش است. پس تا مدتی باید افزایش هر ساله آن را توقع داشت.

درآمد سالانه گوگل

گوگل سال 2012 درآمدی معادل 50 میلیارد دلار داشت و در 2017 این رقم به 109 میلیارد دلار رسید. درست است که گوگل از راه‌هایی غیر از تبلیغات دیجیتال هم درآمد کسب می‌کند اما 90٪ درآمدش از تبلیغات است.

دوم اینکه اکثر کاربران روی تبلیغات کلیک نمی‌کنند. با این وجود هنوز هم شرکت‌ها، بودجه بازاریابی‌شان را خرج تبلیغات دیجیتال می‌کنند. می‌دانستید که تنها 2.6٪ جستجوها به کلیک روی تبلیغات ختم می‌شوند؟

اصلا با حقیقت جور در نمی‌آید!!!

من نگفتم باقی جستجوها به کلیک روی نتایج ارگانیک ختم می‌شوند. 34٪ جستجوها هیچ کلیکی در پی ندارند چون گوگل با گراف دانش، بدون هیچ کلیکی به سوال عده زیادی از جستجوگران پاسخ می‌دهد. علاوه بر آن ممکن است کاربر روی عکس‌ها، استوری‌های جدید، نقشه‌ها و چیزهای دیگری که گوگل نشان می‌دهد کلیک کند.

اما هنوز اکثر کلیک‌ها سمت نتایج ارگانیک می‌روند.

پس چرا اینهمه از سرمایه خود را روی تبلیغات زودبازده هزینه می‌کنید؟

می‌دانید که هزینه تبلیغات دیجیتال زیاد و زیادتر خواهد شد، چون تا کنون چنین بوده. می‌دانید که کاربران بیشتر روی نتایج ارگانیک کلیک می‌کنند. با این وجود هنوز غالب بودجه بازاریابی خود را صرف تبلیغ می‌کنید.

معنی این گفته‌ها این نیست که نباید از تبلیغات دیجیتال برای پیشرفت کسب و کار خود استفاده کرد. اتفاقا هنوز هم اعتقاد دارم بخش بزرگی از بودجه بازاریابی اینترنتی باید صرف تبلیغ شود. اما کاری که لازم است انجام دهید این است که سرمایه‌گذاری روی سئوی خود را افزایش دهید زیرا بیشترین بازگشت را تولید می‌کند.

وقتی صحبت از مارکتینگ و فضاهای مناسب برای سرمایه‌گذاری (پولی یا زمانی) بر آن می‌شود، 3 درس از آنچه گفته شد می‌توان برداشت کرد.

درس اول: سئو را به خوبی یاد بگیرید

انتخاب دیگری ندارید! وقتی قرار باشد هزینه جذب یک مشتری همچنان افزایش پیدا کند، در آینده وارد مبارزه برای سودده نگاه داشتن کسب و کارتان خواهید شد.

اگر حرف‌های مرا باور ندارید کافیست به نمودار درآمد گوگل در بالا نگاه کنید.

و یادگیری سئوی داخلی (On-Page SEO) و لینک سازی دیگر کافی نیست. برای اینکه این روزها نتیجه بگیرید باید بازاریابی شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوایی را در هم ادغام کنید.

اما نکته جالب اینجاست: اگر این نکات را به درستی یاد بگیرید، هزینه سئوی شما در مقایسه با ترافیکی که بدست می‌اورید و فروشی که انجام می‌دهید، به مرور زمان کاهش می‌یابد.

بیایید NeilPatel.com را در نظر بگیریم.

سالهاست که سئوی این سایت را خودم انجام می‌دهم. وقتی حرف از سئو می‌زنم، شبکه‌های اجتماعی، بازاریابی محتوایی (شامل پادکست و ویدئو)، و آزمایش‌های عجیب و غریب را هم درنظر می‌گیرم.

اینجا ترافیک کلی من را، فارغ از تبلیغات کلیکی، در سال 2015 می‌توانید مشاهده کنید.

ترافیک سایت نیل پتل درسال 2015

868,821 بازدید کننده اختصاصی. در طول آن سال، بدون در نظر گرفتن تبلیغات کلیکی (CPC) مبلغ 320,301 دلار روی موارد مرتبط با سئو هزینه کردم.

و در سال 2016، تعداد 3,448,929 نفر بازدید کننده اختصاصی بدست آوردم و بدون درنظر گرفتن تبلیغات کلیکی، 1,430,133 دلار روی فعالیت‌های مرتبط با سئو هزینه کردم.

ترافیک نیل پتل در سال 2016

و بالاخره در 2017، تعداد 7,442,647 نفر بازدیدکننده اختصاصی (unique visitor) را بدست آوردم، در حالیکه فارغ از تبلیغات کلیکی، روی فعالیت‌های مرتبط با سئوی خود، 581,495$ هزینه انجام دادم.

ترافیک سایت نیل پتل در سال 2018

2018 هنوز تمام نشده، اما هزینه‌هایم می‌روند که حتی از سال پیش هم کمتر شوند، درحالیکه ترافیکم بیشتر است.

البته اگر هزینه‌ای که روی ساخت ابزار Ubersuggest کردم را در نظر بگیریم، این رقم بالاتر خواهد رفت… اما نمی‌توان اوبر ساجست را بخشی از سئو دانست. (اوبر ساجست یک نرم افزار تحلیلی است و بعلت بک‌لینک‌های فراوانی که ایجاد خواهد کرد می‌توان هزینه‌هایش را زیر ردیف سئو هم قرار داد.)

اینجا خلاصه آمارها را مشاهده می‌کنید:

هزینه بازاریابی دیجیتال نیل پتل

در 2015، از لحاظ نسبت هزینه به بازدید کننده، سئو واقعا برایم گران بود.

2016 اوضاع بدتر شد چون می‌خواستم سریعتر رشد کنم.

ولی نهایتا در 2017 جلوی هزینه‌هایم را گرفتم طبیعتا نرخ رشدم کاهش یافت.

اگر گریزی به امروز بزنیم، نسبت هزینه به بازدید کننده‌ام شدیدا از 2017 کمتر است، اما هنوز هم قادرم به ازای 8 سنت مشتری B2B بدست بیاورم.

با درنظر گرفتن اینکه برخی عباراتی که برایشان رنک گوگل گرفته‌ام، در تبلیغات پولی تا 11 دلار به ازای هر کلیک ارزش دارند، رقم 8 سنت به طرز مسخره‌ای پایین است.

به عبارت دیگر سئو در ابتدا بسیار گران است، اما یکی از بالاترین نرخ‌های بازگشت‌ سرمایه (ROI) را داراست. چرا که لازم نیست به نسبت رشد نتایج خود، برایش هزینه کنید.

با تبلیغات پولی، اگر هزینه کردن را متوقف کنید، فروش و ترافیکتان متوقف خواهد شد. و اگر بخواهید به رشدتان سرعت بخشید، بر خلاف سئو باید به نسبت هر بازدید کننده پول بیشتری هزینه کنید.

اگر قصد دارید به پیشنهادم عمل کنید و روی سئوی خود سرمایه گذاری نمایید، ابتدا مسیری را پیدا کنید که به تولید ROI مناسب منجر می‌شود؛ در غیر اینصورت زمان و پول خود را به پای کسب ترافیکی ریخته‌اید که هرگز به مشتری تبدیل نمی‌شود. (به عبارت دیگر کلمات کلیدی خود را طوری انتخاب کنید که ترافیک ایجاد شده، با نسبت بهتری به کسب درآمد منتهی شود.)

درس دوم، هرچه زشت‌تر، سکسی‌تر

یک سئوال ساده را از هریک از این 208 شرکت پرسیدم… کدام استراتژی بازاریابی بیشترین بازگشت سرمایه را برایتان به همراه داشته است؟

پاسخ را می‌توانید حدث بزنید؟

نه سئو نبود. CRO بود: Conversion Rate Optimization (بهینه سازی نرخ تبدیل)!

سئو دومین پاسخ بود. البته با عقل هم جور در می‌آید. اگر از قبل ترافیک دارید، بهینه سازی نرخ تبدیل یکی از ساده‌ترین راه‌های رشد است. با این پیش‌فرض که شما قادر خواهید بود این نرخ را بهینه کنید.

اما نکته جالب اینجاست که وقتی به تمام شرکت‌ها نگاه می‌کنی، کمتر از 1.7٪ هزینه‌های بازاریابی به این بخش اختصاص یافته بود.

من درک می‌کنم اگر شرکتی با درآمد پایینتر از 5 میلیون دلار در سال، پول چندانی خرج CRO نکند؛ چرا که ترافیک چندانی ندارد. اما اگر درآمد شرکت شما بیش از این رقم است، مبلغ بیشتری از بودجه را به آن تخصیص دهید.

درست است که CRO به اندازه سئو و شبکه‌های اجتماعی روی بورس نیست، اما جواب می‌دهد.

درس سوم، درس دوم را فراموش نکنید

بیشتر بازاریابان و شرکت‌ها (بویژه در ایران) دوست دارند باحال و خفن به نظر برسند. به بیان دیگر، دوست دارند پول و زمان بیشتری صرف کانال‌های بازاریابی خوش‌آیند کنند.

وقتی از هرکدام پرسیدم، «احساس می‌کنید کدام کانال‌های بازاریابی بیشترین پتانسیل را دارند»، چنین جواب‌هایی گرفتم:

کانال‌های بازاریابی دارای بیشترین پتانسیل

نکته عجیب اینجاست که هم شرکت‌های B2B و هم B2C تقریبا به یک اندازه توافق داشتند که اینستاگرام و یوتیوب بیشترین ظرفیت را دارند.

با اینکه اینستاگرام جذاب است، ولی تبلیغاتش گرانند و تولید ROI مثبت در آن دشوار است. از طرفی بدست آوردن ریچ ارگانیک شدنی‌ست، اما تبدیل آن به ترافیک سایت کار سختی‌ست؛ باید به طریقی بتوانید کاربر را مجاب کنید به سمت بالا سوایپ کند.

درباره یوتیوب هم، اگر مارکترها مایل به تولید ویدئو باشند، پتانسیل عظیمی در آن نهفته است. سئوی یوتیوب چندان رقابتی نیست و تبلیغات هم همچنان مقرون به صرفه است.

اما نکته اینجاست که، از داده‌های بالا می‌توانید دریابید اغلب این سازمان‌های بزرگ، روی کانال‌های بازاریابی سنتی مانند تبلیغات پولی و سئو ساخته شده‌اند.

بله، کانال‌های جدید سکسی‌ترند، اما قدیمی‌ها هنوز هم به‌خوبی جواب می‌دهند. شما هنوز بهترین تغییرات را روی آنها اعمال نکرده‌اید تا تمام پتانسیل‌شان را ببینید. پس چرا سراغ کانال‌های ناشناخته با بازگشت‌های نامعلوم می‌روید، وقتی هنوز از تمام ظرفیت‌های کانال‌هایی که امتحانشان را به شما و رقیبانتان پس داده‌اند، استفاده نکرده‌اید؟

نتیجه

بله، من میزان زیادی از پول و وقتم را صرف ساخت پادکست و ویدئو کرده‌ام. از تمام کانال‌های جذاب، مثل فیسبوک واچ هم استفاده کرده‌ام. اما من در کانال‌های دیگر تمام اصول را به کار گرفته‌ام.

اگر می‌خواهید شاهد رشد ترافیک، لید و فروش خود باشید، باید بودجه خود را به این شکل هزینه کنید:

  • روی سئو بیشتر سرمایه گذاری کنید – خواه شرکتی کوچک باشید خواه بزرگ، در بلندمدت بازگشت سرمایه سئو بهتر از تبلیغات پولی خواهد بود. تمام شرکت‌هایی که با آنها صحبت کردم، زیر 3٪ لیست ارگانیک را تسخیر کرده بودند. (لیست ارگانیک بخشی از SERP است که نتایج ارگانیک گوگل را نشان می‌دهد.) اما پیش از اینکه تمام قد وارد سئو شوید، سیستم ردیابی مناسبی برای خود ایجاد کنید تا مطمئن شوید ترافیک بیهوده‌ای نمی‌اورید که به هیچ خریدی منجر نمی‌شوند.
  • بودجه سئوی خود را منطقی نگهدارید – من قدری دیوانه‌ام! اما اغلب شرکت‌ها نباید بیش از 1 میلیون دلار خرج سئوی خود کنند. گرچه سازمان‌های بسیار بزرگ این کار را انجام می‌دهند. ماکسیمم هزینه سئوی شما هرقدر هم که بشود ،خیلی ارزانتر از تبلیغات پولی تمام خواهد شد. با تمام این اوصاف، همه این اعداد و ارقام بسیار به صنعتی که در آن هستید، میزان رقابتش و سرعت رشدی که مد نظر دارید، بستگی خواهد داشت. پس متاسفانه نمی‌توانم پاسخ دقیقی به شما بدهم، اما در طول زمان باید کاهش یابد.
  • بیشتر روی CRO هزینه کنید – اگر شرکت شما اقلا 5 میلیون دلار در سال درآمد دارد، باید بودجه بیشتری به CRO اختصاص دهید. از داده‌های بالا روشن است، خیلی از شما آنچنان که باید به این عامل توجه نشان نمی‌دهید (علاوه بر اینکه پست‌های CRO من به اندازه پست‌های سئویم طرفدار ندارد)، اما با کمک آن، تاثیرات شگرفی مشاهده خواهید کرد. این کار به شما اجازه می‌دهد درصورت لزوم تبلیغات پولی کار کنید یا از سوی دیگر حاشیه سود خود را افزایش دهید.
  • از کانال‌های بازاریابی سکسی (صرفا جذاب) بپرهیزید – کسب و کار بسیاری از شما کمتر از یک میلیون دلار در سال درآمد دارد. در اینصورت از فرمول بالا تبعیت نکنید. زمانیکه در آغاز مسیر هستید، بهتر است که 4 یا 5 استراتژی بازاریابی را بظور همزمان پیش ببرید. روی هر کدام مبلغ کوچکی هزینه کنید، هریک بازگشت بهتری فراهم کرد همان چیزیست که باید رویش تمرکز کنید.

و درصورتیکه شما از بازاریابان نادری هستید که تمام استراتژی‌های بالا را بطور کامل  به خدمت گرفته‌اید، حالا نوبت آن است که قدری عقب بروید، از بیرون به ماجرا نگاه کنید، و خلاقیت خود را به کار بگیرید.

نظر شما درباره این نوشته نیل پتل چیست؟ راهکارهایش را مخصوص آمریکا و اروپا می‌دانید یا فکر می‌کنید لابه‌لای حرفهایش نکته‌های مفید قابل توجهی برایتان دارد؟ نظرتان را درباره او و نوشته اخیرش با ما درمیان بگذارید.

منبع

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
اشتراک گذاری در telegram
Telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
WhatsApp

Subscribe to our Newsletter

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
امیر ذبیحی

امیر ذبیحی

ابتدا قرار بود یه فروشگاه اینترنتی راه‌اندازی کنم. میونه راه خرجی پیش اومد و پس‌اندازم از دستم رفت. دیگه توان راه‌اندازی فروشگاه رو نداشتم؛ اما چیز جذابتری پیدا کرده بودم: «دیجیتال مارکتینگ». از اون زمان تا حالا، تمام تایمم رو صرف یادگیری دیجیتال مارکتینگ کردم. از این ماجرا چند سالی میگذره، و همچنان اعتقاد دارم دیجیتال مارکتینگ جذاب ‌ترین مبحثیه که تا به حال دربارش خوندم...

این پست دارای 2 نظر است

  1. عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ذبیحی, آقا استفاده کردیم, ممنون

    1. سلام علی عزیز
      نظر لطفته
      خوشحالم که مفید بوده

پاسخی بگذارید

بستن منو